عطیهعطیه، تا این لحظه: 24 سال و 26 روز سن داره

دنیا من

#سال99مبارک

          همیشه بر آدمی سالهایی هست که اوضاع به راه نباشد ،شاید امسال هم برای ما یکی از همان سالها بود ... ولی به هرحال سالهایی هم بوده که پر از اتفاقات خوب و خاطرات شیرین بوده حتی امسال هم با همه ناملایمات و تلخی ها کلی تجربه های خوب بدست آوردیم... و من دلم روشن است به تمام اتفاقات خوب سال جدید و تمام روزهای شیرین... به لبخندی که بر دلمان مینشیند به خواسته ای که جامه ی داشتن می پوشد و راهی که راه رسیدن است... 😊الهی که سال 99 بهترین سال زندگی تون باشه😊 #سال99مبارک           ...
1 فروردين 1399

برف بازی ☺️

    سرمای زمستون رو که با دو تا ژاکت و دستکش و شالگردن ، میشه تحمل کرد ... مهم اینه دلامون گرم باشه الهی همیییشه دلتون گرم باشه😍😍                 ...
22 دی 1398

یلدا 1398

      در آخرین شب پاییز و اولین بزم زمستانی؛ گرم کن کرسی مهربانی ها را بزن تفالی چند بر صاحب منصب غزل، حضرت حافظ و بخوان بیت به بیت شعر پر رمز و رازش را و کشف کن رج به رج زندگی ات را ، یلدا آیین وصل است،دل هایمان را به هم گره بزنیم و کم و کاستی های روزگار را به دست خودش بسپاریم که همانند باد خزان به سمت فراموشی می رود #یلدامبارک🍉🍉🍉🍉             ...
30 آذر 1398

خواهرانه 👭

      نگم براتون که چقدر خوبه خواهر داشتن 🙈از خوبیاش اینه که مثلا میخواد کفش بخره،کفشی که چشمت گرفته رو بهش پیشنهاد میدی تا خودتم بعدا بتونی بپوشی🙈یا مثلا غصه ی تکراری شدن لباسات و نداری چون لباسای اونا هست ولییییی یه چیز خیلی بد نقطه ی مقابل این حرکته 😐ینی چی؟ حالا براتون میگم صبح پا میشی تصمیم میگیری با دوستات بری بیرون ،میری سر کمدت میبینی اون مانتویی که میخواستی بپوشی نیست ،اینور بگرد اونور بگرد،تا آخر شکت میره سمت آبجی جونت😄زنگ میزنی میگی آجی چی پوشیدی؟در کمال آرامش میگه اون مانتو یشمیه تورو😊و اونجاست که تمام لذت هایی که با پوشیدن لباساش داشتی مث برق از سرت میپره😁      ...
18 آذر 1398

خانواده 👨‍👩‍👧

    آدمها همدیگر را پیدا می کنند... از فاصله های خیلی دور... حتی گاهی از ته نسبت های نداشته انگار جایی نوشته بود که اینها باید کنار هم باشند! می شوند همدم ،می شوند دوست، می شوند رفیق،اصلا میشوند جان شیرین... درست می نشینند روی طاقچه ی دل هم... حرف هایشان یک جور خوبی دلنشین است ، دل برای خنده هایشان ضعف می رود ؛ اصلا بودنشان شیرین است وقتی هم که نیستند ، هی همدیگر را مرور می کنند و مدام گوش به زنگ هم هستند ... خدا این آدم ها را نگیرد از هم #عادل_دانتیسم                         ...
9 شهريور 1398

تولد پریناز جون 😘❤️

    خاله بودن چه حسیه وقتی خبر مادر شدن خواهرت را میشنوی روح تازه به جانت داده میشود و دلگرم میشوی. وقتی خواهر زاده ات میخندد،دندانش نیش میزند،حرف میزند،راه میرود،قد میکشد... تو میمانی و یک دنیا عشق به لحظه لحظه هایش وقتی خواهر زاده ات با صدای شیرینش صدایت میکند درست همان لحظه ای که می گوید*خاله*هر بار ته دلت از جا کنده میشود حاضری جانت را بدهی برای یک لحظه از ته دل خندیدنش خاله بودن دنیایی دارد... پریناز قشنگم تولدت مبااارک عزیز دل خاله                       ...
6 شهريور 1398

روز عکاس مبارک 😍

    شاید اون کسی که دوربین رو اختراع کرد هیچ وقت نمیدونست که عکس ها میتونن چه قدرتی داشته باشن نمیدونست آدم ها میتونن با دیدن یه عکس برگردن به یه روز خاص و ثانیه و ثانیه ش رو مرور کنن و همراه با آدم های توی عکس متوقف بشن نمیدونست یه روزی آدمها میشینن پای آلبوم های عکس هاشون و تازه میفهمن زمان سریعتر از چیزی که فکر میکردن گذشته نمیدونست با یه عکس میشه خونه هایی رو دید که سالها پیش خراب شدن یا آدمهایی که دیگه کنار ما نیستن نمیدونست گاهی نگاه کردن به یه عکس میتونه همزمان باعث خنده و اشک بشه رفع دلتنگی کنه یا حتی بیشتر دلتنگت کنه به نظر من آلبوم ها از مقدس ترین و ارزشمند ترین چیزهایی هستن که تو هر خونه پیدا میشه. چون او...
31 مرداد 1398
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به دنیا من می باشد